تبلیغات
Hadi sermon آپلود عکس sermon... Hadi sermon

 

 

 

 

 

 

 

ای که دل شد بی قرار

زندگی را مست کن در بلندای فراز

تا که فریادم گرفت

شدم دیوانه وار,ز عشقت بی قرار

 

خانه ای دادم به باد

تا نگیرد,تو را از یادها

 

اما تو خود رفتی

مرا بی آبرو کردی

نزد عشقی که برایت

از تو پذیرا بود

فقط تنها شکستی شد

 

نامه ای دیدم ز نامت

که دزدیدش ز نامرد

 

قسم,بر شکستانه دله غم

که نامردان جدا کردن از این قلب

 

ای روزگار

با ما نساز

سازمان دیگر نمیسازد

کوک سازم

مانده در کوهستان غم

که آن هم توی دستانه کسیست

که با غم مینوازد